زهرازهرا، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 29 روز سن داره

زهرا نفس مامان و بابا

شیطنت های زهرا

هر جا که میرم سریع پشت سرم زهرا خانوم راه میفته و میاد...دیگه خودش از پله آشپزخونه میاد بالاو پایین میره جلو گاز و وقتی عکس خودش رو میبینه کلی ذوق میکنه  و میخنده        من یکبار جلوی زهرا درب سی دی رو باز کردم و زهرا خانوم هم یاد گرفته و هر بار که من پشت کامپیوتر میشینم ...میاد و خودش در سی دی رو باز میکنه      ...
30 فروردين 1393

تقدیم به همه مادرهای مهربون دنیا

  میلاد حضرت زهرا و روز مادر بر همه ی مامانهای عزیز مبارک.   انشاالله زود زودهمه مامان های منتظر نی نی هاشون سالم بیاد بغلشون و دعا می کنم برای اون دسته از دوستای گلم که انشاالله به خواست خدا زود زودنی نی  دار شن و از چشم انتظاری در بیان و در آخر یاد کنیم از همهی مامان ها و مامان بزرگ های عزیزی که در بین ما نیستن و جاشون خالیه...با ذکر یک صلوات         ...
29 فروردين 1393

زهرا در آستانه یک سالگی

پارسال همین موقع ها دیگه کم کم داشت شمارش معکوس شروع می شد برا دنیا اومدن عزیزمامان حلا عزیزم در آستانه یک سالگیه قربونش برم کوچولو موچولو موندیو الان فقط 7کیلو 30 گرم وزن داری اما بازم ناشکری نمیکنم و عزیزم سرت سلامت دوست دارم عزیزم. ...
25 فروردين 1393

گردش بهاری

جاتون خالی جمه با مادر جون زهرا و عمو صادق و خاله اسما رفتیم گردش یک روزه.. این هم عکس زهرا...هوا خوب بود اما چون باد شدید میومد و مادر جون زهرا هم وسواس داره که نکنه یکی یه دونه نوش سرما بخوره روسریت رو کشیدیم تو صورتت که پیشونیت زیاد باد نخوره و مریض نشی...شدی حاج خانم کوچولو                     ...
23 فروردين 1393

زهرا شیطون مامان

زهرا روز به روز شیطون تر و کنجکاوتر از دیروز امروز هم که خودش رفته سراغ ظبط ...اون رو روشن کرده... آهنگ عوض کرده ...بعد ضبط رو زیادش کرده و بعد اون هم دد...دد...یعنی دست دست خودش هم نمیدونه داره چیکار می کنی شانسی هی میزنه میزنه تا ....     ...
23 فروردين 1393

سفره هفت سین 93

سفره هفت سین امسال خونمون رو خیلی دوست دارم.به خاطر این که امسال سفره رو فقط به خاطر زهرا چیدم.سال های قبل راسستش زیاد ذوق و سلیقه به خرج نمیدادم فقط پارسال و امسال انداختم. چون سفره هفت سین امسالمون رو خیلی دوست دارم پس لطفا یکبار دیگه عکس هاش رو ببینید بی زحمت برید ادامه مطلب         سبزه هارو که با کمک مادرجون(بابا)کاشتیم سفره هفتسین پارسال (92) که نفسی مامان هنوز تو دلم بود ...
18 فروردين 1393

قسمت دوم سفرنامه مشهد

  چند روزی که توی مشهد بودیم ،توی مجتمع رفاهی امام سجاد اقامت داشتیم... این عکس سفره هفت سین مجتمع امام سجاده...   زهرا در رستوران...داره سوپ می خوره   زهرا در اتاق...   زهرا در حرم...   هوا خیلی سرد بود...روز اولی که ما رسیدیم برف باریده بود زهرا در رواق دارالحجه...   جدیدا زهرا نماز می خونه و وقتی بهش میگیم زهرا الله اکبر سرش رو میزاره  رو زمین و بازبون خودش میگه نا نـــــــــــــــــــــا. توی حرم هم مهر نماز رو برمی داشت و وقتی میچسبید رو لبش خوشش می اومد و دوباره کارش رو تکرار می کرد     امام رضا دوباره دعوتم کن بیام مشهد پایان ...
16 فروردين 1393

بدون شرح

زهرا خانوم بعد از گذشت ده ماه، تازه یاد گرفته که چجوری با پستونک آب بخوره اینجا هم از حموم اومده بود ...
15 فروردين 1393

بدون عنوان

  روز اول عید رفتیم خونه مامان جون...   این هم زهرا و سفره هفت سین خونه مامان جون...   ببین در نهایت با سفره هفت سین چیکار کرد این وروجک     ...
15 فروردين 1393